مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )

30

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )

51 - قوتوله قاان سه پسر داشت : جوچى « 1 » ، گيرمااو « 2 » و آلتان « 3 » . پسر قولان بهادر « 4 » ياكاچاران « 5 » بود . هموست كه رئيس دو درخان « 6 » ، يعنى بداى « 7 » و كيشليق « 8 » بود . قداان و تودوان ، هر دو اولادى نداشتند . 52 - قابول قاان رياست همهء مغولان را داشت . پس از قابول قاان و بنا به گفتهء قابول قاان ، با وجود اينكه هفت پسر داشت ، امبقاى قاان رياست تمام مغولان را به عهده گرفت . 53 - امبقاى قاان ، دختر خود را به تاتارى از ايرى اوت « 9 » ، بويرو اوت‌ها « 10 » داد كه در كنار رود اورشىاون « 11 » بين دو [ درياچهء ] بويور نااور « 12 » و كولان نااور « 13 » بودند . چون وى شخصا همراه دخترش مىرفت ، افراد جوئين تاتار « 14 » امبقاى قاان را گرفتند و او را به آلتان قاان از [ ايل ] كيتات « 15 » تحويل دادند . سپس امبقاى قاان ، مردى از باسوتاى را [ به نام ] بلقچى « 16 » فرستاد و به او گفت : از ميان هفت پسر قابول قاان ، سخنان مرا به قوتوله ، و از ميان دو پسر [ من ] به قداان تاايجى بگو : « چون من قاان تمام رؤساى قوم هستم ، [ و ] هنگامىكه همراه دخترم مىرفتم ، به وسيلهء تاتارها گرفتار شدم ، [ شما ] به كمك من آييد ، به عوض من ، آنان را مجازات كنيد . به قسمى كه ناخن‌هاى پنج انگشت خود را به كار اندازيد ، به قسمى كه ده انگشت خود را به كار اندازيد . كوشش كنيد تا از توهينى كه به من

--> ( 1 ) - Joci ( 2 ) - Girma'u ( 3 ) - Altan ( 4 ) - Qulan - ba'atur ( 5 ) - Yaka - Caran ( 6 ) - darqan ، در جامعهء مغولى درخان ، اصطلاحا به معنى غلام آزادشده بوده است . معنى لغوى آن آهنگر است ( م ) . ( 7 ) - Badai ( 8 ) - Kisliq ، در جامع التواريخ و متون ديگر قيشليق آمده است ( م ) . ( 9 ) - Ayiri'ut ( 10 ) - Buiru'ut ( 11 ) - Ursi'un ( 12 ) - نااور بمعنى درياچه است Buyur - na'ur ( 13 ) - Kolan - na'ur ( 14 ) - Juyin - Tatar ( 15 ) - Kitat ( 16 ) - Balaqaci